تبليغاتX
همین و دیگر هیچ

همین و دیگر هیچ

اگر سیگار همدیگر را آتش نزنیم پس چه خاکی به سر بریزیم؟

نمایش‌نامه‌نویسی در ایران از آغاز تا امروز


گفت‌وگو با ناصر حسینی‌مهر، درباره نمایش‌نامه‌نویسی در ایران از آغاز تا امروز

هادی حسینی‌نژاد

بخش‌هایی که با رنگ قرمز می‌بینید در روزنامه آرمان ـ شنبه 10 دی 1390 سانسور شده است.



تمام متن

نوشته‌هایی که با تَنَم می‌نویسم


گفت‌وگو با «مینا خانی» رقصنده، بازیگر و نویسنده

به‌بهانه‌ی حضورش در نمایش «داس فستِ رضا جعفری»

محسن عظیمی



تمام متن

می‌دانم که آن روز فرا خواهد رسید


گفت‌وگو با «رضا جعفری» نویسنده و کارگردان تئاتر

به‌بهانه‌ی اجرای نمایش «ضیافت»

محسن عظیمی



تمام متن

چالش آفرینش هنری در خلاء


گفت‌وگو با «نیلوفر بیضایی»

به بهانه‌ی اجرای «چهره ‌به‌ چهره در آستانه فصلی سرد»

محسن عظیمی


سایت اثر: , ,


تمام متن

و من امیدی ندارم

یادداشتی درباره‌ی ایوانفِ آنتون چخوفِ امیررضا کوهستانی

ایوانفِ آنتون چخوفِ امیررضا کوهستانی،‌ ایوانفی‌ست که هم‌چون راویِ شعر شبانه‌یِ شاملو، کاری با کار این جماعت ندارد. ایوانفی متعلق به همین مملکتِ گل‌و‌بلبل که یک‌جورایی «من» است، «تو»یی، «او»ست که امیدی ندارم، نداری، ندارد، که حوصله نداریم. کسی که از این دست داده، از آن دست هم می‌دهد؛ همه‌چیزش را و گوش‌هاش پُر از واژه‌گانی‌ست به‌زبانی دیگر و دوروبَرش پُر از زبان‌بازانی درحالِ چرخاندن زبان در دهان...

سایت اثر: ,


تمام متن

از تابستان 90 تا زمستان 66

یادداشتی درباره‌ی اجرای زمستان 66 

می‌تواند تابستان و یا پاییز 90 باشد و یا بهار، تابستان، پاییز و یا زمستان هر سال دیگری بعد از زمستان 66. در تاریکی صدای نویسنده را می‌شنوی که خوابش نمی‌برد، از یادش‌ نمی‌رود، یادش‌ زخمی‌ست، زخمی از زخمی خونین که حالا چرکین و دردناک سر باز کرده... زخمی که خیلی‌ها از یادش برده‌اند؛ اهل بخیه، بخیه‌اش زده‌اند و اهل معامله، معامله‌اش کرده‌اند و برخی هنوز انکارش می‌کنند و بسیاری دیگر با خود به گورش برده‌اند. زخمی که در همه هست حتی در آنانی که پس از زمستان 66 به دنیا آمده‌اند، پس از تابستان 67، زمستان 77، تابستان 78، بهار 88، و یا هر فصل و سال دیگری... 

سایت اثر: اکتبر. ۲۰۱۱, سینما و تاتر


تمام متن

اَژین*

صدای رادیو که با خش خش زیاد پیچ می‌خورد و روی یک آهنگ عربی می‌ماند. نوزادی قنداق‌پیچ، افتاده لابه‌لای گونی‌های گندم.

صدای سرباز: خودتونو خسته نکنین، همه‌شون نفله شدن، بدونه این‌که حتی یه فشنگ حروم بشه.

صدای افسر: خفه!

صدای سرباز: چشم قربان، شما هر...

صدای افسر:  اونم خفه‌ش کن. /سکوت. صدای گریه‌ی نوزاد از دور/ این صدای چی‌یه؟!

صدای سرباز: صدا؟! کدوم صدا؟ مطمئن باشین دیگه هیچ موجود زنده‌ای تو این منطقه نمی‌تونه وجود...


تمام متن

پسرعمو

یک تک‌گویی بی‌پرده در نه تکه

1

: باورکن پسرعمو، عین آدمی شدم که همه‌چیزشو گم کرده باشه، باباننه‌شو، زنشو، بچه‌هاشو، داروندارشو، شناسنامه‌ی المثنی‌شو... کاش اگه کسی اصلشو گم می‌کرد می‌تونست المثنی بگیره.

2

: آخه نمی‌دونی که پسرعمو، نمی‌دونی من چه آدم بی‌شرفی هستم، الانم که می‌بینی این‌جوری گرفتار اومدم...


تمام متن

تکه‌یخ‌هایی شناور

تکه‌یخ‌هایی شناور. تئاتر ایران در سال‌های نخست انقلاب. گفت‌وگو با ناصر حسينی‌مهر

این گفت‌وگو قرار بود درخصوص بررسی تئاتر ایران در سه دهه اخیر باشد. بخش نخست این گفت‌وگو در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 با عنوان تکه‌یخ‌های شناور و بخش دومش 1 خرداد 1390 با عنوان کاروان ضدامپریالیستی3 با سانسور در روزنامه روزگار منتشر شد. پس از آن ناصر حسینی‌مهر در ایمیلی برای من چنین نوشت:

...همان‌طور که شاهدی روزنامه به اصطلاح «اصلاح طلب» روزگار پاشنه سانسور را گذاشته بر گلوگاه پژوهشی ساده و بی‌آزار که بر اساس مستندات تاریخی بوده و آن را چنان مثله کرده که برای من گوینده‌اش هم ناآشنا و مضحک می‌آید. به همین دلیل با پوزش و تأسف فراوان انصرافم را از ادامه گفتگو با تو دوست عزیز دربارة سه دهة اخیر تئاتر ایران اعلام می‌دارم. خسته و ناامید و دلتنگم، و هیچ رمق و انگیزه ای برایم باقی نمانده در این روزگار تلخ. با آرزوی مشتی هوای تازه برای تو، من، و تئاتر رنجورمان.


تمام متن

حمایت بدون دخالت

گفت‌وگو با ایرج زهری درباره بیست‌ونهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر

ایرج زهری به‌همراه میشل وایس، دبیر کل انجمن بین‌المللی منتقدان تئاتر AICT از کانادا، مارگارِتا سورِنسون معاون انجمن از سوئد، ژان پیر هان از کشور فرانسه و اشکان غفارعدلی، به‌عنوان هیات داوران بخش کانون منتقدان جهانی، بیست‌وچهار نمایش از آثار شركت كننده در بيست ونهمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر را داوری نمودند و در اختتامیه جشنواره آرای خود را در بخش کارگردانی، نمایش‌نامه‌نویسی، بازیگری مرد و زن و موسیقی اعلام کردند که در پایان گفت‌وگو پیام این هیات که توسط ایرج زهری ترجمه شده و در اختیار ما قرار داده شده را می‌توانید بخوانید.

, ,

تمام متن

رازگشایی بیست‌وپنج

...وقتی هدف وحدت است، استفاده از هر وسیله‌ای جایز است حتی مکر و خیانت، حقه‌بازی، شدت‌عمل، زندان و مرگ، زیرا همه برای نظم اجتماع است و فرد را باید در برابر منافع جمع قربانی کرد. «دیتریش فون نیهیم. اسقف وردن. 1411 بعد از میلاد» 

در تاریکی هر کس به‌گونه‌ای‌ست، کسی تنهایی‌اش را در آغوش می‌گیرد و به تاریکی بدوبیراه می‌گوید و یا همانطور ورد خاموشی برلب خیره به خویشتن خویش پناه می‌برد، کسی دیگر سعی می‌کند در جست‌وجوی نور باشد و کسی سعی می‌کند تا آتشی بگیراند و کسی هم در پی آن‌ست که تاریکی را انکار کند اما محمد یعقوبی کسی‌ست که در تاریکی به نوشتن برمی‌خیزد.

رازگشایی بیست‌وپنج. گفت‌وگو با محمد یعقوبی به بهانه‌ی اجرای نمایش «نوشتن در تاریکی»/ سایت اثر: , ,

متن کامل و بدون سانسور «نوشتن در تاریکی»


تمام متن

دهانی تنیده در تار و پود سکوتی سنگین

درباره نمایش «دهانی پر از پرنده»

نویسنده و کارگردان: فارس باقری، بازیگران: آیدا کیخایی، مسعود میرطاهری، علی عطایی، مهدی کوشکی، نوید محمدزاده و الهه شه‌پرست، طراح صحنه: منوچهر شجاع، طراح لباس: پریدخت عابدین‌نژاد، مشاور کارگردان: علی نرگس‌نژاد، دستیار کارگردان: علی جولایی، آهنگساز: بهرنگ بقایی، مدیر صحنه و روابط عمومی: حسین ایرجی، اجرا: مهر و آبان 89، کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر

مطلب کامل به‌همراه گفت‌و‌گو با بازیگران نمایش و عکس های محسن کرمانی در سایت اثر



تمام متن

صدقه رفع بلاست

:گنده‌شون دهن وامونده‌ای‌یه که اسکناسای مچاله‌ی دست‌‌مالی شده رو می‌لمبونه و روی شکم بی‌صاب‌مونده‌ش نوشتن: «صدقه رفع بلاست». این دهن وامونده بدون شک بزرگترین تکدی‌گر دوران ماست.

دهن وامونده‌ای که می‌خنده به ریش بی‌ریشه‌ی تموم گداهای دون‌پایه‌ی بی‌پدر و مادر که گریه‌کنون خدا و پیغمبر و سیزده، نه ببخشید دوازده به‌علاوه‌ی یه امام اضافه رو پشت سر هم لابه‌لای خطوط ریل گریه‌های مصنوعی‌شون قطار می‌کنن که صد البته گریه‌هاشون از گریه‌های روی منبر بعضی‌ها و گریه‌های توی جعبه‌ی جادویی بعضی دیگه طبیعی‌تره.

دهن وامونده‌ای که زیر سایه‌‌ش دخترکی سنجاق‌سر گم کرده با دسته‌ای فال حافظ کیلویی توی دست‌هاش خوابش برده... دخترکی که باباش احتمالاً یکی از همین‌ تازه به‌دوران رسیده‌هایی‌یه که توی ماشین‌هایی که شک نکن پیکان جوانان نیست، گاز می‌گیرن و گاز می‌دن.


تمام متن